تاريخ
شنبــه
۸ بهمن
 

  تازه های خبر
طرح مدام

برنامه امتحانات نوبت اول

زنگ پژوهش

قهرماني درمسابقات ورزشي

آزمونهاي شفاهي نوبت اول

برگزاري مانور زلزله

برنامه كلاسي و فوق برنامه

برنامه امتحاني آبان ماه كلاس اول ،دوم ،سوم

برگزاري مراسم 13 آبان در نماز خانه مدرسه

آتش زدن پرچم آمريكا

 

  ورود
کد
رمز
 

  گروههــــا
  رياضي
  فن آوري
  مشاوره
  انگليسي
  بهداشت
  تربيت بدني
  ديني
  زبان و ادبيات فارسي
  عربي
  قرآن
  پرورشي
  علوم
  حرفه وفن
  هنر
  علوم اجتماعي
  انجمن علمي
  پيك نوروزي
 

  نظرسنجی
شرايط شرکتمشاهده نتيجه

سایت ما را چگونه می بینید؟






کد
رمز
 

  سايتهای مرتبط
سایت آموز
سایت سازمان
اداره آموزش و پرورش شهرستان پاکدشت
 

قِلَّهُ المَنطِق حُکمٌ عَظِیم، فَعَلَیکُم بِالصُّمتِ بر شما باد به خموشی که کم گویی، حکمت بزرگی است. امام موسی کاظم (ع)



رحلت پیامبر1             11         44

 

 زمزمه‏های مرثیه‏گون کوچه‏های مدینه را یک به یک می‏پیماید. خویشاوندی نخل‏های مدینه با داغ، زجرآورترین تصویر است. از گلوی اندوهگین هر واژه، نیزارهای ماتم می‏چکد. مسجد از صدای روح‏نواز گل خالی است.

ضجه در محراب ریشه دوانده است. منبر، در محوطه اشک نشسته است. تمام دقایق بیست و هشتم صفر، خزان است و وجب به وجب مدینه، تبدار این سفر. سینه‏های پرغم احادیث، برای «قال النبی صلی‏الله‏علیه‏و‏آله »ها اشک حسرت می‏ریزند.

کنار مولا، چیزی جز غربت نیست. ناگهانی از بی‏رمقی رخ نموده است. پیرامون زهرا علیهاالسلام ، اندوهی وسیع پا گرفته است؛ آن‏چنان که هیچ چشمی ندیده است. اشک‏های غلطان مدینه با ناله‏های «ام ابیها»یی هم‏سو شده است.

بی‏شهد نبوت، روزگاری تلخ، ذائقه دین را پر کرده است. کینه‏ها و لقمه‏ای از خیبر، زهر در شریان دقایق ریخته است. همیشه و در هر مقطعی، همان‏گونه که پیامبری از صبح می‏گوید، عده‏ای از تبار ابوجهل‏ها هستند که با چرکینی شب، خو می‏گیرند. اما ما، بی‏نگاه رحمت‏گستر واپسین پیامبر، کدام لحظه را تاب بیاوریم؟

بی‏صدای عطوفت‏زای او، به کدام سو پناه بجوییم؟ «اللهُمَّ إنا نَشکُو اِلَیکَ فَقْدَ نَبیِّناً صلی‏الله‏علیه‏و‏آله »

بیست و هشتم صفر، یعنی ضمیمه شدن عطری بدیع به آسمان، و چه محروم است زمین که فروغ یگانه خود را از دست داده است.

بیست و هشتم صفر، روز سیاه‏پوشی قبیله‏های سادگی و فروتنی است.

چه باید کرد که همیشه پیرو هر داغ، حلیفی جز شکیبایی نیست!


1

2



                                          57         شهادت حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام66


                                                                            با بغض های تلخ

عباس محمدی

بوی غربت حنجره ات، جهانی را غریبانه به گریه می اندازد.

نفس های غریبانه ات، گریبانت را آغشته غریب ترین پیراهن ها کرده است.

در پیراهنت، غریب ترین یوسف ها گریه می کنند ستاره های آسمان، از چشم هایت لبریز شده اند. جهانی اندوه، خانه ات را لبریز کرده است. سقف خانه ات گریه می کند. فرداهای تنهایی اش را؛ شب هایی را که باید بی تو به خواب های سراسر کابوس برود، بی آنکه چشم هایت را در روشنایی کم سوی چراغ، بر پهنایش بچرخانی.

ذکر «أَمَّنْ یُجیبُ»، دیوارهای خانه را در تکان گریه می لرزاند.

ستاره های آسمان، یکی یکی از دهانت در کاسه ای از خون می افتند.

ماه، در صورتت خوابیده است. ماه، روشن و روشن تر می شود.

قطره های خون، صورت ماه را رنگ می کنند. ماه، سرخ تر و سرخ تر می شود؛ سرخ تر از گونه های بی رنگت، گونه های رنگ پریده آغشته به خونت.

نسیم در پیراهنت، زخم سینه ات را مویه می کند.

جهان از سرما می لرزد. بسترت در آتش تب می سوزد. گره گره به آخر جهان نزدیک تر می شوی. نفس های نیمه کاره ات، آغشته بهشتند؛ آغشته بوی خداوند، آغشته باران، آغشته ابرهایی که بهارها را گریه می کنند؛ بهارهایی که با بغض های تلخ تو شکوفه خواهند داد.

در خاک بقیع، در بقیع بی بقعه، زیر گرمای سوزانی که عرق پرواز را بر بال های غربت کبوتران شعله می کشد.